گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
47
كورشنامه ( فارسى )
- تقريبا با همان روشى كه عموم جنگيان دارند . طرز كار تيراندازان و زوبينداران تقريبا شبيه به روش خودمان است . كورش جواب داد : « با اين نوع اسلحه انسان مجبور است از دور بجنگد . » - بلى همينطور است . - پس پيروزى متعلق به آن طرفى است كه تعداد جنگجويانش زيادتر است ، چه لشكريان انبوه وقتى تيراندازى مىكنند خيلى بيشتر از افراد لشكريان قليل را مجروح مىكنند و حال آنكه سپاه كوچكتر افراد سپاه انبوه را كمتر زخمى و مقتول خواهد نمود . - در اين صورت چه عيب دارد رسولانى به پارس بفرستيم و اعلام داريم كه مدافعهء مادىها براى حفظ پارس لازم و ضرورى است و اگر در اين مبارزه شكست بخورند خطر بزرگى متوجه پارس خواهد شد . پس بكوشند تا بيش از پيش به ما يارى كنند و كمك برسانند . - ولى اگر همهء جنگيان پارس به كمك ما بشتابند باز از حيث شماره بر دشمن تفوق نداريم . - پس راه علاج چيست ؟ - به نظر من بهتر است كه براى كليهء ايرانيان همان اسلحهاى را كه قبايل ما مجهز هستند تعبيه كنى ، يعنى زره بر تن و سپرى در دست چپ و قدارهاى در دست راست . اگر سربازان را بدين سلاح مسلح كنى با حرارت و شوق بيشترى به مقابلهء با دشمن خواهند رفت و چون كارزار شروع شد دشمن پا به فرار خواهد گذاشت و ما در برابر آنان كه پاىدارى خواهند كرد قرار خواهيم گرفت و اگر گريختند آنها را به شما وامىگذاريم تا مجال پاىدارى نيابند . اين بود گفتار كورش . سياكزار به صدق گفتارش پى برد و دستور داد همان سلاحى را كه كورش پيشنهاد نموده بود فراهم كنند . و چون رؤساى قبايل با بقيهء سربازان ايرانى فرارسيدند ، اسلحه كاملا آماده بود . كورش واردين را گرد خود جمعآورى نموده گفت : « ياران من ، با ديدار شما كه به اين خوبى مسلح شدهايد و با دلى قوى به كمك ما شتافتهايد اطمينان دارم كه با دشمن دستوپنجه نرم خواهيد كرد . چون سلاح پارسىهايى كه همراه شما آمدهاند براى پيكار از دوردست مفيد است ، مىترسم با كمى عدهء آنها نتوانيم بر دشمن چيره شويم . اما آنها سلحشوران قوىپنجه هستند ، فقط بايد سلاحشان با آنچه در دست داريد شبيه باشد . بر شماست كه آنان را تشجيع كنيد . زيرا كافى نيست كه فرمانده سپاه دلير و شجاع باشد ، بلكه بايد زيردستانى كه در تحت امر او هستند نيز پاىدار و بىباك و دلير باشند . » جملهء حضار از اين سخنان كورش بانگ شادى و نشاط برآوردند و با خود مىانديشيدند كه در برابر حريف قوىپنجه بهتر و با عزمى راسختر به كارزار خواهند پرداخت . يكى از حضار بانگ برآورد و گفت : « شايد سخنان من شما را به حيرت آورد ولى من معتقدم